مجبور نیستید مقالات ۲۰۰۰ کلمه‌ای بنویسید! مقالات بلند معمولاً بین ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ کلمه هستند اما مواردی هم وجود دارند که تا ۴۰۰۰ کلمه یا بیشتر هستند، دلیل اینکه برخی نویسندگان تا این حد خودشان را به‌زحمت می‌اندازند این است که موتورهای جستجو و کاربران محتوای بلندتر را بیشتر دوست دارند. مقالات بلندتر بیشتر به […]

بررسی وضعیت کمپین سئو با استفاده از گوگل انلتیکس در سطح اینترنت ابزارهای مختلفی برای سنجش موفقیت کمپین سئوی یک مجموعه وجود دارد، بااین‌حال اکثرشان هزینه قابل‌توجهی به دنبال دارند. در ادامه قصد داریم بر روی گوگل انلتیکس که موردتوجه بسیاری از کارشناسان سئو قرار دارد و کاملاً هم رایگان است تمرکز کنیم. به کمک […]

از بین بردن اضطراب کاربران برای افزایش میزان تبدیل‌ها تمام کاربران اینترنتی گاهی دچار اضطراب می‌شوند؛ احتمالاً خود شما هم همین حس را تجربه کرده‌اید، هرچند شاید آن‌قدر خفیف بوده که متوجهش نشده‌اید. در دنیای تجارت الکترونیک امروز، اضطراب یکی از بزرگ‌ترین موانع تبدیل کاربران و سودآوری مجموعه‌ها به شمار می‌رود. درصورتی‌که به‌عنوان یک بازاریاب […]

ایجاد صفحاتی که شکاک‌ترین کاربران را به مشتری تبدیل کند مهم‌ترین مهارت در بازاریابی دیجیتال این است که بتوانیم کاربران را متقاعد کنیم؛ هرچقدر هم که تبلیغات کنیم و هر تعداد پنجره که پاپ آپ کنیم، دست‌آخر درصورتی‌که نتوانیم مشتریان را ترغیب کنیم، فروشی نخواهیم داشت. هنر متقاعد کردن افراد، مهارت بسیار ارزشمندی است؛ درصورتی‌که […]

اهمیت فضاهای سفید در طراحی وب معمولاً به هنگام ساخت صفحات وب تمرکزمان را کاملاً به المان‌های مختلف صفحه، مثلاً تصاویر، رنگ‌ها، فونت‌ها و … منعطف می‌کنیم؛ اما آن بخش از طراحی که بیشترین تأثیر را بر روی کاربر می‌گذارد، بخش نامرئی صفحه است: فضای سفید یا نگاتیو بین المان‌ها. متأسفانه اکثر طراحان وب (حتی […]

یک ماه پیش بود که گوگل آپدیت ۴٫۰ پاندا را عرضه کرد. در طول چند هفته اخیر موفق شدیم بعضی از سایت‌ها را که از این آپدیت ضربه خورده بودند نجات بدهیم. این قبیل سایت‌ها براثر آپدیت چهارم بیش از ۵۰% از ترافیکشان را ازدست‌داده بودند، ولی پس از بازیابی، مجدداً به جایگاه اولیه‌شان در […]

برای کدام بیشتر وقت بگذاریم؟ مسائل فنی سئو یا بازاریابی محتوا؟ مسئله زمان، معضل همیشگی دنیای سئو است. کارهای زیادی می‌توانیم بکنیم، ولی متأسفانه وقت کافی وجود ندارد. حوزه سئو اصولاً به دوطبقه بندی کلی تقسیم‌بندی می‌شود: بخش فنی سئو یا همان سئوی مرسوم و بازاریابی محتوا. مسئله اساسی این است که در شرایطی که […]

از دست دادن مشترکان با ارسال هر ایمیل خبرنامه جدید واقعیت تلخی است، اما هر بار که به لیست خبرنامه‌مان ایمیل می‌زنیم، تعداد اعضاء کمتر از قبل می‌شود؛ به این اتفاق در دنیای بازاریابی ایمیلی، اصطکاک ایمیلی می‌گویند. واقعیت این است که نمی‌توانیم جلوی اصطکاک ایمیل‌ها را بگیریم، هر کار که کنیم، بازهم تعدادی از […]

کاربران را با جذابیت‌های بصری هدایت کنید تا متوجه محتوا شوند

کاربران را با جذابیت‌های بصری هدایت کنید تا متوجه محتوا شوند

در طول یک ماه گذشته در چند کنفرانس مختلف درباره مبحث “روانشناسی تبدیل” صحبت کردم. در ادامه هم قصد دارم توضیح بدهم چرا صاحبان وب‌سایت‌ها باید به مسائل روانشناسی علاقه نشان بدهند و این حوزه برایشان چه نفعی دارد. البته منظورم از روانشناسی صرفاً خواندن کتاب‌های مدیر یا میلیاردر چنددقیقه‌ای نیست؛ پروسه‌های روانشناسی آن‌هم در عرصه وب ازآنچه کاربران اطلاع دارند وسیع‌ترند. یکی از مهم‌ترین آن‌ها هم توجه بصری است. همه ما می‌دانیم توجه تا چه حد اهمیت دارد؛ به‌خصوص درصورتی‌که موضوع بحث، بازدید از وب‌سایت‌ها باشد. اما به عقیده من موضوع فقط توجه نیست، بلکه مهم‌تر از آن، توجه بصری است.

توجه بصری
واقعیت این است که همه ما موجودات بصری هستیم و آن‌چنان به دیدن عادت کرده‌ایم که اگر یک روز نتوانیم ببینیم، زندگی‌مان واقعاً فلج می‌شود. حس بینائی‌مان کمک می‌کند اطرافمان را درک کنیم و حتی می‌تواند بر روی سایر حس‌ها مثل چشایی‌مان هم تأثیر بگذارد. اما پروسه‌های مختلفی در توجه بصری‌مان دخیل هستند.
در حقیقت لازم است بازدیدکنندگان سایت را ازلحاظ بصری هدایت کنیم تا به آن بخش از محتوا که دوست داریم سر بزنند و توجهشان منعطف سایت باقی بماند. اما در ادامه این پست سعی داریم سه جنبه مختلف از توجه بصری را بررسی کنیم:
•    هدایت بصری:
هدایت بصری اساساً به این معنی است که کاربرانمان را هدایت کنیم تا به هر نقطه‌ای که دوست داریم خیره بشوند. برای این کار می‌توانیم از رنگ‌ها یا علائم نوشتاری استفاده کنیم، اما به نظر می‌رسد اشکال بیشترین تأثیر را داشته باشند. یکی از مهم‌ترین اشکالی که باعث هدایت بصری می‌شود، علامت پیکان یا مثلث یا هر چیز شبیه آن است. درصورتی‌که سری به سایت WheelOfPersuasion.com بزنید متوجه علت آن می‌شوید؛ این تصویر را در نظر بگیرید:
visually-direct
ملاحظه می‌کنید که تنها با اضافه کردن چند مثلث ساده توانستند کاربران را تشویق کنند به پائین صفحه اسکرول کنند و بقیه محتوا را هم بخوانند. جالب‌تر از آن اینکه: میزان تبدیلشان ۵۷% بیشتر شد. می‌بینید که جلب‌توجه بصری کاربران و در ضمن حفظ آن تا چه حد به صلاحمان است. تمام وب‌سایت‌های پارالکسی هم باید بر روی این گزینه مانور بدهند.

•    پرت شدن حواس به چهره:
جنبه دوم توجه بصری همین مورد است؛ درصورتی‌که به مباحث بازدهی سایت، دنبال کردن مسیر چشم کاربران یا تبدیل علاقه‌مند باشید، احتمالاً در وبلاگ‌های مختلف عکس‌هایی شبیه به این را دیده‌اید:
visually-direct1
هیت مپی که در تصویر می‌بینید، یکی از مثال‌های کلاسیک است که نشان می‌دهد حواس افراد با دیدن چهره پرت می‌شود. اکثر افراد به‌جای اینکه متن را بخوانند، صورت بچه را تماشا می‌کنند. البته مهم نیست تصویر بچه باشد یا بزرگ‌سال؛ حتی مهم نیست چهره انسان باشد! تصویر آواتارها هم همین تأثیر را دارد.

یعنی نباید از تصویر چهره استفاده کنیم؟
چرا! قرار دادن تصویر افراد داخل سایت اعتبار آن را بالاتر می‌برد و فضا را شخصی‌تر می‌کند. موضوع این است که نباید از هر تصویری که داخل اینترنت پیدا کردیم استفاده کنیم. باید به شکل حساب‌شده قدم برداریم. وقتی بچه‌ها حدوداً ۹ ماهه می‌شوند، مادرانشان سعی می‌کنند به اشیاء مختلف اشاره کنند تا توجه کودک به آن جلب شود. چنین پروسه‌ای توجه مشترک نام دارد و دقیقاً همان چیزی است که باید سرلوحه کارمان قرار بدهیم تا بتوانیم نگاه کاربرانمان را به هر بخش که دوست داریم هدایت کنیم. احتمالاً تصویر زیر موضوع را بهتر توضیح بدهد:
visually-direct2
همان‌طور که می‌بینید مردم به همان نقطه‌ای نگاه می‌کنند که بچه نگاه می‌کند. همان‌طور که گفتم حتماً لازم نیست از عکس چهره انسان استفاده کنیم. مثلاً در صفحه پلاگین وردپرسمان از تعدادی آواتار استفاده کردیم که به متن زل زده‌اند؛ درواقع این موضوع به‌هیچ‌وجه اتفاقی نبوده! 
بنابراین سعی کنید داخل سایتتان از تصویر افراد استفاده کنید، ولی نه به صورتی که حواس کاربران را پرت کند! سعی کنید نگاه افراد را به هر جا که مایلید هدایت کنید.

•    ناهمگونی در درک:
جنبه سوم از توجه بصری که واقعاً دوستش دارم، ناهمگونی در درک است که از اسمش به نظر می‌رسد پیچیده باشد، ولی واقعاً ساده و درعین‌حال جذاب است. پروسه ناهمگونی در درک به این صورت است که همه ما به شکل خودکار به چیزهایی توجه می‌کنیم که درک نمی‌کنیم. این ویدئو را تماشا کنید:
ثانیه ۱۲ لیوان ظاهراً کج می‌شود ولی نوشابه بیرون نمی‌ریزد. مغزمان این پدیده را درک نمی‌کند و آن را به‌عنوان یک موضوع “عجیب‌وغریب” پردازش می‌کند. معمولاً نباید این‌طور باشد، درنتیجه به‌صورت کاملاً ناخودآگاه جذب آن می‌شویم. (در ضمن اگر فکر می‌کنید چنین مثالی به شعورتان توهین می‌کند، ثانیه ۵ به لوگوی باکاردلی توجه کنید! تبلیغ واقعی است!)
بااین‌وجود باید حواستان باشد در این مورد زیاده‌روی نکنید؛ درصورتی‌که تعداد ناهمگونی‌ها زیاد باشد، مثلاً چند المان براق یا متحرک دیگر هم داخل سایت وجود داشته باشد، ممکن است تأثیر منفی شود. یکی دیگر از پروسه‌هایی که تأثیر ناهمگونی در درک را از بین می‌برد، “توجه انتخابی” است. نباید به کاربران اجازه بدهیم خیلی راحت بر روی المان‌های دیگر متمرکز شوند، چون در این حالت المان غیرمنتظره‌ای که قرار است غافلگیرشان کند و باعث ناهمگونی در درک بشود را نمی‌بینند. بهتر است ویدئوی دوم را ببینید:
متوجه نکته عجیبی شدید؟ خیلی از افراد متوجه نمی‌شوند!!! علت این است که به بیننده تأکید شده حواسش را به موضوع خاصی (توپ بسکتبال) جمع کند و به چیز دیگری (گوریل!) کار نداشته باشد. درنتیجه نکته اساسی این است که باید در حالتی که حواس کاربر به موضوع دیگری پرت نیست، غافلگیرش کنیم تا کاملاً معطوف موضوع شود؛ اما جلب‌توجه کاربر کافی نیست، باید مجابش کنیم تا آن‌طور که مایلیم رفتار کند..



1095 بازدید

دیدگاه خود را به ما بگویید.

کد امنیتی *